خرید بک لینک
درود!

الان الی بهم پیام داد،یه عالمه خوشحالم کردالی از هم اتاقیای ترم دوئه منه،ینیترم مهر سال۹۳،فکرشو بکن،بیش از ۳سال پیش،دلم براشون یذره شده،بهم خبر داد افشین خواهرزاده اش دوماد شده،اینقد خوشحال شدم که نگوووووو،باورم نمیشد،افشین خان اون موقعا خیلی تو بورس بود خب!!!!همه روش نظر داشتن،هم خوشگل بود هم درس خونده،البته الان به گرد پای عشق خودم نمیرسه ها،ولی خب اون موقعا که مجنونی درکار نبود،خدا حفظشون کنه،الی عکسا رو برام فرستاد چقد عروسشون ماشاءالله ماشاءالله مهربون و پر از مهر بود،خوشبخت بشن الهی!

همچین الی دوست داشتنیه منم خوشبخت بشه به حق نصف شبی!خدا شاهده هرچی رو فراموش کنم ترم دو دانشگام رو فراموش نمیکنم،بچه های اون اتاق رو اصن امکان نداره فراموش کنم،نجمه،پروانه،مُطی،مریم و همین الی دوست داشتنی،البته یه فاطمه هم بود ولی مهم نبود،چون اخلاقش مثه ما نبود!

الی یکی از عکساش عکس خودش و نوشین خواهر افشین و همین مُطی جون بود،مُطی عزیزم،خدا پشت و پناهت باشه،دو سال پیش دوست پسرش که قرار بود با هم نامزد کنن تصادف کرد و روحش شاد!هرچقددددد بگم اینا همو دوست داشتن بازم کم گفتم!خدا رحمت کنه آقای منصور رو،آدمای خوب همیشه زودتر میرن پیش خدا!

اون ترم چقد همه چی خوب بود تا این حد که بخاطر همون فاطی من و نجمه خاسیم اتاقمونو عوض کنیم باز دلمون نیومد از هم جدا شیم دوتایی تو یه اتاق اسم نوشتیم،ترم سه که تموم شد من اومدم شیراز،دیگه نبودم پیششون،اونا هم فارغ التحصیل شدن و همشون رفتن،ترم پیش نجمه و پروانه و مریم رو دیدم ولی خب مُطی رو نه،دلم بشدت برا اون روزای خوب تنگ شده،کاش دوباره برگردن،کاش حداقلش فقط یبار دیگه دور هم جمع شیم مثه اون روزا که فقط الی حرف میزد و ما میخندیدم بازم اتفاق بیفته،پروانه که مدرک اسکل کردنو داشت،هممونو حتی فاطمه اتاق رو هم اسکل میکرد و کلی هم مورد خشم بقیه قرار میگرف بازم آدم نمیشد،تیکه کلاماش هم آشغال،عوضی،کثافت،برو گمشو بود!!!!

هعی..........

آدمای خوب خیلی کم پیدا میشن،تورو خدا قدر همدیگه رو بدونیم که وقتی جدا شدیم اینجوری مثه من حسرت روزای خوبه گذشته رو نخوریم!

خواب از سرم پریده،مثلا میخاسم بخابم که صبح زود بلند شم زیست پرتو بخونما،فک کنم صبح زود همون ۱۲ ظهر میشه دیگه،بعدتر نشه صلوات!!!!

خدا هممون رو به راه راست هدایت کنه و ان شاءالله همونی باشیم که برا آخرتمون توش توشه باشه،لذت ببریم از العانمون،که آینده هیچ خبری ازش نیس،مهم العان و زمان حالمونه،دوستون دارم،خدا پشت و پناهتون باشه،بوس بوس!من رفتم که بتمرگم!!(1 آدمای بغل دوست میفهمن من چی میگم!)شب همگی شیک و تق تقی!!

+ نوشته شده در یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶ساعت 2:43&nbsp توسط koolak |

برچسب: نویسنده: ماهان طاهری تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 17:33

صفحه بندی